على آقا نورى

252

خاستگاه تشيع وپيدايش فرقه هاى شيعه در عصر امامان ( فارسى )

همراه گرديد حتى بعضى از بقاياى شيعيان اصلى را نيز به خود ملحق نمود و به دنبال اين قافله روان ساخت . » « 1 » ابن حنفيه از علويان وارسته ، دانشمند و خوش‌سابقه و سن او نيز مقتضى پذيرش چنين مسئوليتى بود ، اما شرافت خانوادگى وى با امام سجاد عليه السّلام تا حدودى تفاوت داشت . پژوهشگران عدم شركت وى در قيام امام حسين عليه السّلام به علاوه بيان برخى ديدگاه‌هاى محافظه‌كارانه از وى را دليل روحيه آرام و مسالمت‌جوى وى مىدانند . « 2 » اما اين به معناى آن نبود كه وى از انتقام خون شهيدان كربلا و راه‌اندازى قيامى عمومى عليه امويان ناراضى باشد . از اين روى بعيد نمىنمايد كه تأييد ضمنى وى از قيام مختار « 3 » و آمادگى او براى همكارى با انقلابيون را كه مورد سوء استفاده‌هاى بعدى شد ، در راستاى پاسخگويى به خواست اكثريت شيعيان بدانيم و چنين گزارشى را تا حدودى قرين به صحت تلقى كنيم . حركتى كه منشأ شكل‌گيرى فرقه‌اى به نام « كيسانيه » با محوريت امامت وى شد . « 4 » گرچه كه اين

--> ( 1 ) . جعفرى ، ص 282 ؛ به گزارش نوبختى حتى برخى از هواداران ابن حنفيه ، حسنين را نيز مطيع و پيرو وى مىدانستند . وى گزارش مىكند كه گروهى گفتند كه محمد بن حنفيه امام مهدى و جانشين على بن ابيطالب است ، و هيچ‌كس را از خاندان او نسزد كه با وى از در ناسازگارى درآيد و از امامت او بيرون شود و بىدستور وى شمشير بركشد . حسين بن على نيز به دستور او آهنگ نبرد با يزيد كرد . اگر آن دو بىفرمان وى به اين كار دست مىيازيدند ، هرآينه گمراه و تباهكار مىگرديدند . پس هركه با محمد بن حنفيه راه خلاف پيش گيرد كافر و مشرك است . همچنين محمد بن حنفيه مختار بن ابى عبيد ثقفى را پس از كشته شدن حسين بن على بر عراقين حكومت داد و او را به خون‌خواهى وى و كينه‌توزى از دشمنان و جستن و كشتن كشندگان آن حضرت امر فرمود . چون مختار مردى زيرك و باكياست بود ، او را « كيسان » ناميد ، و از آنگاه كه آوازهء قيام او برخاست هواخواهان او را « مختاريه » يا « كيسانيه » خواندند . ( 2 ) . براى اطلاع از شخصيت وى نك : الكيسانية فى التاريخ و الادب ، ص 77 - 90 . دربارهء اين ادعا كه وى به مهدويت و امامت اقرار مىكرد و حتى خود را از حسنين برتر مىدانست ، نك : نشأة الفكر الفلسفى ، ج 2 ، ص 47 - 55 ( 3 ) . مفيد ، الفصول المختارة ، ص 300 . ( 4 ) . مسعودى ، ج 3 ، ص 87 - 88 .